تبليغاتX
تنها ولی دست در دست تو

تنها ولی دست در دست تو

این وبلاگ فقط برای اونای که عاشقن

 

 

      

خدايا!

 

                 من در كلبه ي فقيرانه ي خود چيزي دارم

                

                 كه تو در عرش كبريايي خود نداري

 

                  من چون تويي دارم  و

      

تو چون خود نداري

          

 
 
 

ای خدااااااااااااااااااااا

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت14:21توسط وبلاگ توسط تانیش و یار همیشگیش صبا | |

يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

 

love

 بگذار که در حسرت دیدار بمیرم در

تا کی خداااااا 

حسرت دیدار تو بگذار بمیرم دشوار بود مردن و روی تو ندیدن بگذار به دلخواه تو دشوار تو بمیرم بگذار که چون ناله ی مرغان شباهنگ در وحشت و اندوه شب تار بمیرم بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب در بستر اشک افتم و ناچار بمیرم میمیرم از این درد که جان دگرم نیست تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم تا بوده ام ای دوست؛ وفادار تو بودم بگذار بدانگونه وفادار بمیرم

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت14:13توسط وبلاگ توسط تانیش و یار همیشگیش صبا | |

كاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت برگهاي اخر تقويم عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش ميشد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت

 

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت14:9توسط وبلاگ توسط تانیش و یار همیشگیش صبا | |

اگه من داد بزنم همش بگم دوست دارم
 
راضی میشی؟
 
اگه من جار بزنم همه رو باخبر کنم
 
راضی میشی؟
 
اگه من یاغی بشم همه درها رو بشکنم
 
راضی میشی؟
 
اگه باز مثل قدیما دلت را به دست بیارم
 
راضی میشی؟
 
اگه این بازی عشقو از رقیبم ببرم
 
راضی میشی؟
 
من که گفتم دیگه بی تو زندگیم بی معنی
 
اگه این معنی رو توی زندگیم حکش کنم
 
راضی میشی؟
 
منکه گفتم توی دلم کسی دیگه جای تر و نمیگیره
 
اگه جاتو تو دلم تثبیت کنم
 
راضی میشی؟
 
اگه من روزی ترو تو خاطرات جا بزارم
 
خودمو از دست این زندگی هم خلاص کنم
 
راضی میشی؟
 
 
 
 
 
 
کوه با نخستین سنگها آغاز میشود
 
و انسان با نخستین درد
 
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت14:6توسط وبلاگ توسط تانیش و یار همیشگیش صبا | |

           بیوگرافی عارف سلطان قلبها

                       

عارف عارف کيا در ۲۹ مرداد ۱۳۱۹ (۱۰ اگوست ۱۹۴۱) در تهران چشم به دنيا گشود، او در زمان خود يکي از اولين خوانندگان پاپ بود. آشنايي عارف با دنياي خوانندگي و موسيقي از آنجا بود که مادرش آذري بود و در زمان کودکي با گوش دادن به راديو باکو به اين هنر علاقه مند شد. راديو باکو علاوه بر آهنگهاي آذري و غربي گاهي اوقات اوپراهاي معروف اروپايي را هم پخش ميکردند.
در سالهاي ۱۹۶۰ در حاليکه بيشتر آهنگها به صورت تصنيف بودند، عارف در آن زمان با ادغام کردن آهنگهاي غربي با غرلهاي رومنتيک (عاشقي) شيوه اي جديد از خوانندگي به ايران عرضه کرد. اين سبک جديد آهنگهاي عارف در بين جوانان کاملا مشهور بود، از اينجا بود که مراحل پيشرفت او شروع شد، تنها با سني ۲۱ شروع به خوانندگي در تلويزيون ملي ايران کرد.
در اولين حضور عارف در تلويزيون با دختري ايراني- آشوري آشنا شد که باهم قطعه هاي زيادي از موسيقي را اجرا کردند که مي توان «هفت آسمون» را نام برد. عارف بعدها با خوانندگاني همچون پوران، هايد، دلکش، الهه، و رامش قطعاتي از موسيقي را برگزار کرد. از قشنگترين آهنگهايي که عارف با هايده برگزار کردند مي توان به «وقتي تو هستي، آسمون پر از نوره ...» اشاره کرد.
از معروفترين کارهاي کارف مي توان به «درياي نور» اشاره کرد که هنوز بين ايرانيان مشهور ميباشد.همچنين يکي از معروف ترين خوانندگان براي فيلمها ميباشد، از اين فيلمهاي مي توان به فيلم سطان قلبها (با کارگرداني مرحوم محمدعلي فردين) را نام برد. عارف همچين در ۶ فيلم هم بازي کرده است.

در نيمه سال ۱۹۷۰ بود که از طرف مجله جوانان عارف و گوگوش را به عنوان برترين خوانندگاه پاپ برگزيدند، همچنين در همان سال بود که از طرف مجله زن روز عارف را مرد سال در بين آنهمه سياستمدار، شاعر، خواننده و ... انتخاب کردند.

عارف جوايز زيادي را دريافت کردي که در سال ۱۹۷۴ به علت خواندن آهنگي در بين بازيهاي آسياي از طرف شاه بزرگترين مدال را دريافت کرد.اين کنسرت عارف در برابر ۱۰۰،۰۰۰ نفر ايراني و ديگر مقامات عالي رتبه اي خارجي برگزار شد. اين کنسرت همانند اولين کنسرت خارجي عارف در شهر نيويورک بود که در جشن دويستمين سال استقلال آمريکا برگزار شده بود.

عارف در سال ۱۹۷۹ (اوايل انقلاب ايران) همراه با خانواده ايران را ترک کرد، ابتدا او براي ۳ سال در لندن اقامت گزيد و بعد از آن به لوس انجلس رفت و اکنون در دبی اقامت دارد. عارف داراي ۳ دختر و يک پسر ميباشد که در اروپا و امريکا زندگي مي کنند. او يکي از اعضاي فعال تيم فوتبال ستارگان مبياشد .

در سالهاي اخير عارف يکي از اعضاي فعال در گروههاي سنتي، کلاسيک، و پاپ ميباشد. عارف در سال ۱۹۹۶ با همکاري همسرش شرکتي به نام Rfaye باز کردند که بيشتر آلبومهاي عارف و ديگر خوانندگان مشهوري همچون هايده، مازيار آنجا تکثير مي شوند.

عارف تا به حال ۵۰۰ آواز خوانده که از مشهورترين آلبومهاي او مي توان ماه و پلنگ، روزگار غربيست نازنين،آينه در آينه را نام برد.

 

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت14:6توسط وبلاگ توسط تانیش و یار همیشگیش صبا | |

                     کامران و شقایق

              

     

 

 

 

   شقايق خوانندۀ  آهنگ  حالا چاره چيه عشق من كيه... بالاخره عشقش را كامران

 

يافت. شقايق خواننده اي كه توسط كوجي زادوري پروموت ميشود  فعلا با كامران

 

 نامزد است.كوجي  درباره شقايق مي گويد من بسياري از سوژه هاي ويديو هامو

 

 از شقايق كمك ميگيرم مثلا  در ويديوي عزيز دلمي منصور ايدة يك گروه دختر با

 

 سبدگل از شقايق است.

 

شقايق آهنگ چاره چيه را در سن 16 سالگي ضبط كرده است.

 

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت13:58توسط وبلاگ توسط تانیش و یار همیشگیش صبا | |