|
به هر حال سرانجام دوستانی که این مطالب را می خوانند چه بالای 18 سال چه زیر آن شاید اول خواندن این مطالب و خاطرات در شما شور و نیاز س-ک-س را در شما تقویت کند ولی در طولانی مدت خواندن اینجور خاطرات انقدر عادی و معمولی میشه که دیگر به آن فکر نمی کنید و هدف من همینــــــــه امــــــــــــــــــــــــــــــــا این بستگی به ظرفیت خودتان داره ، هر گاه احساس کردید خواندن این جور مطالب شمارا غیر قابل کنترل می کند و نمی توانید عقلانی عمل کنید هــــــــــرگـــــــــــــــــــــز نخوانید.
دوستانی که تمایل دارند صحبتهای من را تکمیل کنند و یا اینکه احساس می کنند انتقادی بر من وارد است خواهشمندم نظرات خودشان را بگذارند و شما دوستان مطمئن باشید که همه آنها را خواهم خواند و در صورت وارد بودن پیشنهادها و انتقادهایتان حتما آنها را در وبلاگم لحاظ خواهم کرد
باز هم بیچاره مردها دخترها و پسرها چگونه نیمرو درست می کنند؟ دخترها : توی ماهیتابه روغن می ریزند اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن می کنند تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه می ریزن چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن پسرها : توی کابینتهای بالایی آشپزخانه دنبال ماهیتابه می گردن توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه می گردن و بالاخره پیدایش می کنن ماهیتابه رو روی اجاق گاز می گذارن توی ماهیتابه روغن می ریزن توی یخچال دنبال تخم مرغ می گردن یه دونه تخم مرغ پیدا می کنن چند تا فحش میدن دنبال کبریت می گردن با فندک اجاق گاز رو روشن می کنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخانه رو بر می داره ماهیتابه رو می شورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی می داد!) ماهیتابه رو روی اجاق گاز می ذارن و توش روغن واقعی می ریزن تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخانه پهن شده رو با دستمال پاک می کنن چند تا فحش می دن و لباس می پوشن میرن سراغ بقالی سر کوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و بر می گردن تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن روغن سوخته رو می ریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه می ریزن تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه می ریزن دنبال نمکدون می گردن نمکدون خالی رو پیدا می کنن نمکدون رو پر از نمک میکنن صدای گل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون سریع بر می گردن توی آشپزخانه تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل می ریزن ماهیتابه را می ندازن توی سینک دنبال ظرفهای مسی می گردن قابلمه مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن تخم مرغ می ریزن چند دقیقه به تخم مرغها زل می زنن یاد نمک می افتند میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون بر میدارن چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخانه روی باقی مانده تخم مرغی که کف آشپزخانه پهن شده بود لیز می خورن چند تا فحش میدن و بلند میشن نمکدون شکسته رو توی سطل می ندازن قابلمه رو بر میدارن و بلافاصله ولش می کنن چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب می گیرن با یه پارچه قابلمه رو بر میدارن پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش می کنن بالاخـــــــره نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش می دن
جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر در پاسخ به ايسنا، از نصب دو دستگاه خودپرداز سرنگ، كاندوم و وسايل استريل بهداشتي براي كاهش آسيب معتادان تزريقي پرخطر در دو منطقه آسيب خيز تهران از نيمه بهمن ماه خبر داد.
به گزارش خبرنگار «اجتماعي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر محمدرضا جهاني صبح امروز در جمع خبرنگاران در اين باره اظهار كرد: دو نمونه از اين دستگاه ساخته شد و پيش از اين، مورد بازديد قرار گرفت. اما به دليل وجود برخي اشكالات به شركت ايراني سازنده برگردانده شد و هم اكنون در دست رفع اشكالات است.
وي بر پايلوت بودن اجراي اين طرح تنها در چند منطقه پرآسيب تاكيد و خاطر نشان كرد: پس از ارزيابي نتايج اجراي آزمايشي، توسعه نصب دستگاههاي خودپرداز سرنگ و لوازم استريل بهداشتي براي معتادان پرخطر به مناطق پرآسيب بيشتري از كشور در دستور كار قرار خواهد گرفت.
جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر در ادامه با اشاره به سفر دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر به عمان و ديدار وي با رييس گمرك و فرمانده پليس عمان گفت: در اين ديدار هماهنگيهاي لازم در زمينه آموزش نيروها، انتقال تجريبات درماني در زمينه درمان اعتياد و همچنين تقويت مرزباني بين دو كشور صورت گرفت تا كنترل مرزها به نحوي صورت بگيرد كه انتقال مواد مخدر از مرز مشترك ايران و عمان غيرممكن باشد.
وي همچنين اعلام كرد: تفاهم نامهاي از گذشته بين ايران و عمان در زمينه تقويت همكاريهاي دو كشور در جهت كنترل قاچاق مواد مخدر با مفادي همچون كنترل مرزها و افزايش همكاريهاي متقابل در زمينه مبارزه با عرضه مواد مخدر امضا شده بود كه در ديدار اخير بر اجرايي و عملياتي شدن اين تفاهمنامه تاكيد شد.
جهاني يكي از راههاي عمده ترانزيت حشيش را خليج فارس و درياي عمان برشمرد و افزود: برخي شهرهاي جنوبي كشور درگير ترانزيت حشيش هستند كه در ديدار اخير دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر با فرمانده پليس عمان، افزايش كنترل مشترك ترانزيت مواد مخدر و حشيش از درياي عمان و ايران مورد تاكيد قرار گرفت.
به گزارش ايسنا، جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر در ادامه در مورد توزيع پايلوت شربت ترياك در برخي زندانها و مناطق آسيبخيز كشور نيز گفت: برنامههاي اين اقدام و پروتكل درمان آن توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر و مركز ملي مطالعات اعتياد نهايي شده است و اجراي مرحله پايلوت آن يعني توزيع شربت در زندانها به زودي آغاز ميشود.
وي از تشكيل جلسهاي بين ستاد با هنرمندان اعم از هنرمندان سينما، تئاتر، نويسندگان، نقاشان و شاعران در زمينه بررسي راهكارهاي مبارزه با مواد مخدر در آينده نزديك نيز خبر داد و اضافه كرد: در اين جلسه روشهاي مختلف مبارزه با عرضه، تقاضا و پيشگيري از سوءمصرف مواد مخدر بررسي ميشود.
جهاني در پايان از تمديد مهلت ارسال آثار جشنواره اعتياد و رسانه تا پايان دي ماه خبر داد.
سکس پارتي 6 نفره با راننده سرويس!! راز شش معلم زن که هر صبح با راننده سرويس معلمان س.ک.س پارتي داشتند لو رفت! قضيه زماني لو رفت که راننده ميني بوس معلمان عاشق يکي از آنها شد. از شش معلم زن، پنج تاي آنان شوهردار بودند و راننده سرويس نيز قهرمان س.ک.س آنان به شمار مي رفت! در شهر ساکت و آرام سالاداس آرژانتين شش معلم زن با راننده اي که هرصبح آنها را به دبيرستان مي رساند شروع به عشق و لذت بردن جسمي کردند. قضيه هنگامي بودار شد که سرويس معلمان زن هر روز ديرتر از موعد به مدرسه روستاي پاگو دل دسه ئو مي رسيد. راننده سرويس و شش معلم زن هر روز صبح در راه مدرسه در يک جاي خلوت ميني بوس را متوقف مي کردند و به طور دسته جمعي س.ک.س مي کردند. راننده عاشق يکي از معلماني مي شود که با او س.ک.س دارد و اين مسأله باعث حسادت شديد ديگر معلمان مي شود. معلمان زن سنيني بين 30 تا 40 سال داشته اند. راننده سيري ناپذير مدرسه هم به مدت 1 سال هر روز معلمان را به مدرسه مي رساند و در بين راه در يک نقطه خلوت توقف مي کرد و به کار مشغول مي شد! اما ماجرا هنگامي که زنان معلم ديگر نسبت به عشق يکي از معلمان و راننده سرويس حسادت کردند لو رفت. يکي از معلمان موبايل راننده را دزديد و عکس هاي س.ک.سي مربوط به معلمان و راننده را در اينترنت پخش کرد. مسأله تا جائي رفت که يکي از شاگردان مدرسه که مادرش معلم آنجا بود با ديدن عکسهاي س.ک.س مادرش به راننده بيهوش شد. اين قضيه در هفته اخير در تمام آرژانتين پيچيده است. وزارت آموزش و پرورش آرژانتين پرس و جو را در اين زمينه آغاز کرده است اما خاطر نشان کرده است از آنجايي که اين مسأله در بيرون از محيط آموزش روي داده است دخالتي در اين قضيه نخواهد کرد.
حضرت محمد ( ص ) ميفرمايند : « چون كسي خواهد كه با زن خود جماع كند به روش مرغان به نزد او نرود ، بلكه اول با او دستبازي و خوش طبعي كند و بعد از آن جماع كند »
تفسير حديث : حضرت (ص ) فرموده اند كه همان اول كار فوري نرويد سراغ دخول ، بلكه با نوازش كردن و تحريك لمسي و زباني همسرتان را براي دخول آماده كنيد و بعد به انجام مقاربت بپردازيد . ( اگر فقط همين حديث را اجرا كنيد و سر لوحه زندگي سكسي تان بكنيد به عالم و آدم قسم كه ديگر مشكلي به نام عدم رضايت جنسي ، تكراري شدن براي همديگر و زود انزالي دچار نمي شويد ! حال برويد و بگوييد كه اسلام ديني است خرافي و با مقتضيات زمان هماهنگ نيست ! )
حضرت علي ( ع ) ميفرمايند : « هركسي كه ميخواهد با زن خود نزديكي كند ، تعجيل نكند كه زنان را كارها ميباشد »
تفسير حديث : حضرت به مانند پيامبر بزرگوار اسلام تاكيد دارند كه عجله در سكس نادرست است و بهتر است قبل از انجام عمل دخول با عشق بازي همسر را براي انجام اين كار آماده كرد ، اين را علم روز دنيا هم ثابت كرده كه اگر سكسي اين چنين شروع و خاتمه يابد به دليل ارضاء شدن زن و ايچاد مهرو عطوفت بين زوجين ، موجبات پايداري زندگي زناشويي فراهم ميشود . امروز ميخواهيم به يكي از شايع ترين مشكلات جنسي مردان بپردازم ، مشكلي كه به عقيده كارشناسان بيش از يك سوم مردان با آن دست به گريبان اند !
بله ، شك نكنيد ، موضوع بحث انزال زودرس يا به اصطلاح عامه سستي كمر ميباشد ، اگر شما هم با اين مشكل دست و پنجه نرم ميكنيد ، تا انتهاي مقاله را بخوانيد تا از شر اين آفت جنسي خلاص شويد !
انزال زود رس به چه معناست ؟
از نظر علم روانشناسي : انزالي كه بر خلاف ميل شخص و بدون كنترل او انجام ميگرد را انزال زود رس گويند كه بر طبق آن فرد از زمان انزال و كيفيت رابطه ناراضي است و اين نارضايتي ميتواند يك طرفه يا دو طرفه باشد ، به طوريكه حتي اگر شريك جنسي فرد از زمان انزال ناراضي باشد ، انزال را زود رس گويند . ( مثلا اگر مرد در ۸ دقيقه ارضاء ميشود و زن در ۱۰ دقيقه ، انزال را زود رس گويند اما اگر مرد در ۲۰ دقيقه ارضاء شود و زن در ۱۰ دقيقه ، مورد را مربوط به انزال زود رس نميدانند )
از نظر علم پزشكي : انزال كمتر از دو دقيقه كه بدون كنترل شخص انجام گيرد را انزال زود رس گويند .
دلايل ايجاد انزال زود رس در مردان :
۱ – عوامل رواني بازدارنده ( عواملي مانند اضطراب در حين سكس ، احساس گناه يا افسرده گي ميتوانند موجب انزال زود رس شوند )
۲ - فاصله زياد بين روابط جنسي ( وقتي كه احساسات جنسي بين زوجين متراكم ميشود ، معمولا كنترل يك باره آنها سخت ميشود و منجر به انزال زود رس ميشود ! )
۳ – تجربه جنسي كم ( بيشتر افراد در اوايل زندگي زناشويي دچار اين مشكل ميشوند و به مرور زمان با تجربه بيشتر مشكلشان رفع ميگردد )
۴ - عوامل پزشكي بازدارنده ( عواملي نظير آسيب جسمي ، تداخلات دارويي در هنگام درمان بعضي بيماري ها و مشكلات هورموني از جمله عوامل پزشكي هستند كه منجر به انزال زود رس ميشود )
روش هاي درمان انزال زود رس :
۱ – درمان هاي موضعي : استفاده از كرم هاي بيحس كننده مانند ژل ليدوكابين ۲% و اسپري هاي بيحس كننده ميتواند در بهبود انزال زود رس موثر باشد . ( ژل ۲% ليدوكابين + كرم پريلو كابين ۲.۵% + كشيدن كاندوم بر روي آلت تناسلي باعث افزايش زمان انزال ميشود و استفاده از اسپري هاي بيحس كننده به دليل ايجاد حالت تكرر بعد از مصرف زياد توصيه نميشود )
۲- درمان هاي دارويي : دارو هاي مهار كننده بازجذب سرتونين و ضد افسرده گي در درمان انزال زود رس موثر اند ، بر فرض مثال ميتوان به داروهاي خانواده اس اس آر آي ، اشاره كرد كه شامل داپوكستين ، فلوكستين ، پاروكستين و سرتالين ميباشند و همچنين گه گاه داروي وياگرا را توصيه ميكنند . ( درمان هاي دارويي را در مراحل حاد بيماري كه بيماري از فاز پزشكي وارد فاز رواني شديد شده و موجبات مشكلات عديده در روابط فرد شده است ، تجويز ميشوند و استفاده بدون نظر پزشك از اين داروها به دلايل ماهيت هاي اعتياد آور و شرطي كننده و گه گاه تكرر جنسي و همچنين آمار بالاي خودكشي در اثر استفاده از داروهاي ضد افسرده گي ، توصيه نميشود ، لذا در صورت تمايل به استفاده از اين روش حتما قبلا با يك متخصص سايكوتراپ يا روانكاو مشورت كنيد )
۳ – درمان هاي رفتاري : اين نوع درمان ها از موثر ترين و سالم و بدون عارضه ترين نوع درمانها ميباشند و بر طبق آنها فرد به جاي استفاده از دارو يا مواد مصنوعي با استفاده از روش هاي آموزشي رفتاري ، سعي ميكند كه رفتار و احساسات جنسي خود را كنترل كند ( در بيشتر مواقع اين روشها اولين پيشنهاد براي درمان ميباشند ) ، اين روشها به هفت بخش تقسيم ميشوند كه شامل :
تكنيك ماستر و جانسون : اين روش شامل يادگيري ، تشخيص و كنترل احساسات و رفتارهايي است كه منجر ميشود فرد به اوج نقطه لذت جنسي برسد و انزال صورت گيرد ، اين روش نياز به اراده و تمرين زياد دارد ، اما از جمله موثرترين روشهاي درماني است كه تاكنون براي درمان انزال زود رس شناخته شده است ، بر طبق آن فرد در ابتدا توسط خود يا شريك جنسي اش ، تحريك ميشود و هر بار كه به نزديكي نقطه اوج لذت جنسي ميرسند ، عمل تحريك را متوقف و بعد از چند لحظه كه احساسات فروكش كرد ، دوباره اقدام مينمايند ، بعد از چند روز تمرين اوليه ، سكس به روشي كه مرد در زير و زن در بالا قرار ميگيرد عمل تكرار ميشود به اين صورت كه مرد در زمان نزديك شدن به اوج نقطه جنسي با آگاه كردن زن كه در اينجا كنترل عمليات جنسي را در دست گرفته ، او را باخبر ميسازد تا رابطه را كنترل كند ، بر طبق اين روش كه از جمله بهترين روشهاي درماني است ، فرد بعد از چندين هفته تمرين و ممارست ، به مرحله اي ميرسد كه كنترل رابطه جنسي برايش شرطي ميشود و ميتواند با كنترل احساسات سكسي خود ، هم زمان رابطه جنسي اش را زياد كند و هم شريك جنسي اش را ارضاء كند . ( كليه اصول اين روش بر پايه تحريك و توقف قبل از نقطه اوج لذت جنسي ميباشد ، لذا از جمله بهترين روشها براي افزايش مهارت جنسي محسوب ميشود )
تكنيك فشار : بر طبق اين روش با فشار دادن انتها يا سر آلت تناسلي قبل از انزال ، از انزال جلوگيري ميشود كه دليل جلوگيري كردن آن اين است كه با فشار آوردن به اين نقاط فشار خون در اين نقاط كم ميشود و درنتيجه نعوظ يا اركيسون كم ميشود و انزال دير انجام مي پزيرد .
خود ارضائي قبل از انجام سكس ( اين روش به دليل منحرف كردن سكس توسط استمناء هاي غير طبيعي خيلي توصيه نميشود )
پوزسيون خوب هنگام مقاربت : روش هاي معمول ( مرد در بالا ) كمك خيلي زيادي به درمان انزال زود رس نميكند ، براي درمان ميبايست از روشهاي جنسي كه در آن مرد به پشت خوابيده و زن در رو عمليات جنسي را با فعاليت زياد كنترل ميكند از جمله بهترين روشها براي درمان ميباشند .
تعدد مقاربت : زياد كردن تعداد سكس در طول هفته و روز ميتواند به در مان زود انزالي كند به طوريكه اگر هفته اي دو بار سكس داريد و آن را تبديل به هفته اي ۴ الي ۶ بار برسانيد ، بعد از چند هفته مشكل زود انزاليتان تا حدودي رفع ميشود .
اورال سكس : سكس زباني يا به اصطلاح عامه ساك زدن قبل از مقاربت ميتواند كمك زيادي به آرام شدن آلت مردانه در هنگام سكس شود و به درمان زود انزالي كمك كند .
استفاده از كاندوم : استفاده از كاندوم و بخصوص از نوع بيحس كننده آن كه در بازار به فرواني موجود است ، ميتوان به دليل كمتر كردن ميزان تماس آلت جنسي مردانه ، باعث رفع زود انزالي شود .
۴ - درمان هاي رواني – عاطفي : يكي از بهترين ها و موثرترين روشها براي رفع انزال زود رس و افزايش لذت در روابط زناشويي ، جايگزيني عشق بازي در رابطه جنسي است ، بديهي است كه در زمانيكه عشق بازي در رابطه جنسي برقرار باشد و دو طرف در حال عشق بازي بايكديگر اند ، ديگر زود انزالي معني خود را از دست ميدهد ! كارهايي مثل نوازش ، تحريك كلامي و بدني زن قبل از دخول و كارهايي مانند توجه و دادن احساس قدرت به مرد در رابطه كه در پست هاي قبلي وبلاگ نوشتم ، ميتوانند به اين مهم كمك كنند . ( به طور خلاصه اگر زن و مرد در هنگام سكس مشغول عشق بازي باشند به دليل اينكه رضايت جنسي هر دو طرف ايجاد ميشود ، زود انزالي به طور كلي برطرف ميشود )
۵ – درمان هاي سنتي و گياهي : دمكرده گل شقايق و دارچين و همچنين سياه دانه و بخته سنجد در روغن زيتون باعث دير انزالي يا به اصطلاح سفتي كمر ميشود ، همچنين ماليدن حنا هم در بعضي از متون قديمي آمده شده ( صحت علمي روشهاي فوق تاييد نشده و بيشتر تجربي اند ! تا علمي ! )
جمع بندي و نتيجه گيري :
زود انزالي در اصل مشكل يا بيماري محسوب نميشود و ميتوان گفت كه اين وسواس فكري افراد و اضطراب آنها از داشتن يك رابطه با كيفيت است كه منجر بروز اين امر ميشود ، لذا كاهش اضطراب و حفظ آرامش در كنار كنترل بدن و احساسات با تمرين بيشتر بهترين راه كار براي پيشگيري و درمان اين مشكل اند و از همه بهتر و مهمتر اضافه كردن عشق بازي به رابطه جنسي است كه اگر با حركاتي چون نوازش + تحريك سينه ، لاله گوش و كليتوريس ( چوچوله ) + استفاده از كلمات عاشقانه در هنگام سكس ، همراه شوند ديگر معنايي به عنوان زود انزالي و عدم رضايت جنسي بين زوجين معني پيدا نميكند .
ایمیل پسری به من قلب مرا جریحه دار کرد با گرفتن اجازه از او به شرطی که هویتش ناشناس بماند به من این امکان را داد که بتوانم شما را از محتویات نامه با خبر کنم تا خود شما دوستان عزیز به قضاوت بنشینید متن نامه ارسالی به این شرح است
نامه دختر عاشق
( من چون شما را از هر کس ديگه ای به خود نزديکتر ميبينم، ميخام موضوعی را براي شما تعريف کنم که شنيدنش خالی از لطف نيست، خواهر يکی از دوستام که در آستانه جدایی از BF خودش هست از من خواست که وقتی ميرم تهران اين ، نامه را شخصاً به دست BF (که يکی از دوستان صميمی بنده هست (هست نه بود) برسونم)
وقتی که با يکی از دوستان رفتم خونشون نامه را بهش دادم، ميدونی قبل از اينکه نامه را بخونه چکار کرد؟ …اونو پاره کرد و گفت که بهش بگو که ديگه تل و نامه نده چون آقا ديگه هالشو کرده و ديگه به اون احتياجی نداره حالا عاشق یه دختر تهرونی شده هيچ وقت فکر نميکردم سرنوشت اين 2 نفر که هميشه به عشق اونها حسوديم ميشد اينجوری بشه ، حالا فهميدم که عشق اين رفيق ما فقط بخاطر هوسش بوده نه بخاطره عشقش به بهانه ازدواج زندگيشو تباه کرد بعد از اينکه نامه را پاره کرد نشستم تمام تکه هاي کاغذ رو کنار هم گذاشتم تا بتونم متنشو بخونم!
الان هرچی فکر ميکنم که چطوری موضوع را براش (برای دختره) بگم! به نتيجه نميرسم شايد شما بتونی کمکم بکنی؟؟ ولی فکر کنم الان ديگه فهميده باشه چون تا حالا از جواب دادن به اون طفره رفتم موقعی از اين ديوانه تر شدم که متن نامشو خوندم! آخه آدم چقدر ميتونه پست باشه که به اين صورت از احساسات يه دختر سواستفاده بکنه، الان که با برادرش صحبت ميکنم ميگه که يه بار خواهرش ميخواسته خودکشی کنه که جلوشو گرفتند ميدونی براي چی؟؟ بخاطره اينکه اون ديگه يه دختر نيست اون …..!
ميخواستم علتشو (علت خودکشی) به برادرش بگم ولی جراتشو پيدا نکردم ، آخه اونا نميدونن که دخترشون BF داشته… حالا نميدونم چکار کنم………!
نميدونم اين همه ذوق و سليقه را از کجا اورده که انقدر قشنگ حرفشو بيان ميکنه شايد هم از نوشته هاي ديگران براي بيان حرفش استفاده کرده باشه ولی روی هم رفته خيلی خيلی سوزناک و دردآوره )
اين متن نامه….
نميدونم از کجا بايد شروع کنم، از احساسات مشترکمون بگم يا از جايی که ديگه مشترکاتی ديده نميشه. از روزهای حساس بگم که با هم اشک ميريختيم و با هم عاشق بوديم و با هم آهنگهای عاشقانه گوش ميداديم : (بردی از يادم، دادی بر بادم، با يادت شادم… ) يا روزهايی که ديگه عاشق بودن همش بهانه بود. نميدونم از کجا شروع شد، يک جورايی ديگه به هم اعتماد نميکرديم، نه من به اون و نه اون به من. اين سوءظن بزرگ و بزرگتر شد. طوری که ديگه نميگذاشت ما با هم آهنگ بخونيم، ديگه صدای بردی از يادم… دادی بر بادم… شنيده نميشد. ديگه اشکهامون با هم نميومد. اشکهامون موقعی ميومد که دور شدن همديگر رو از هم ميديدم. دوست داشتم پيشت بودم. يادته هميشه ميخواستم بيام و بغلت بشينم. عشق بازيمون رو باورت ميشه که از ته ته قلب بودن؟ عشقمون رو دوست داشتم. خيلی خوب و پاک و خالص بود. برای من يک نوع جديد از عاشق شدن بود. من که ديگه قدرت عشق رو باور نداشتم يکبار ديگه قدرت عشق تکونم داد. نميدونم بايد چی بگم. سعی ميکنم احساس تو رو نسبت به خودم بفهمم. حتی لحن نوشته هام عوض شده، نميدونم چی، ولی يک چيزی حرارت عشقمون رو کم کرده. نميخوام آتيش عشقمون خاموش بشه. ميخوام خودم و تو رو نجات بدم. گرمای عشقمون هميشه به من جون ميده که زندگی کنم ولی نميدونم چرا داريم سرد ميشيم. اصلا چرا هوا سرد شده؟ من سردمه. داره پاييز ميشه. پاييز عشقمون داره از راه ميرسه. هيچ ميدونستی از پاييز بدم ميادی ازش ميترسم. از برگهای خشک و از رنگهای پاييز بيزارم. بزار دوباره بيام کنارت. توی اين سرما فقط اون حرارت با تو بودنه که بدنم رو دوباره گرم ميکنه. ببينم……تو سردت نيست؟ به من بگو که عشمون زنده است. بگو که ميتونم خودم و تورو نجات بدم. اين دوريها عجب بد درديه. کاش ميشد پيشت بودم. کاش ميتونستم رو زانوهات بشينم و تو با موهام بازی کنی. کاش با هم درمورد چيزهای بزرگ زندگی حرف ميزديم. يادته هميشه زياد سئوال ميکردم؟ يادته؟ يادته تا صبح با هم حرف ميزديم؟ يادته از با هم بودن سير نميشديم؟ پس چی شد؟ کجا رفت اون نزديکی؟ بهش بگو که برگرده، بهش بگو که ميخواد دختر خوبی باشه. مگه بهت نگفته بود که پای همه چی واميسه. مگه نگفته بود يا کاریرو شروع نميکنه يا اگه شروع کرد تا آخرش ميره. راستی يادته يک امانتِ کوچولو پيشت گذاشت؟ دلش رو پيش تو امانت گذاشت و گفت تو رو خدا امانتدار خوبی باش. من ديگه بدون اون امانت زنده نيستم. ای کاش قبل از مرگم دوباره صدات رو ميشنيدم يا دوباره شعرمون رو با هم ميخونديم. ميخواد بهت بگه که هنوز دوستت داره با اينکه بهش گفتی که ديگه نميخوايش و ميخوای بندازيش دور. گفت که اصلا گريه نکرد، آخه به قول خودش بزرگ شده، خانم شده، آدم که بزرگ بشه که ديگه گريه نميکنه. مگه نه؟ ولی يواش کنار گوشت گفت که بدجوری بغض کرده. داشت توی دلش گريه ميکرد ولی خواست که قوی باشه و اشکش جاری نشه. آخه يک قولی بهت داده بود. ميخواست فقط با تو گريه کنه و با تو بخنده. هميشه به خود باورانده ام که بزرگتر از آنی که بتوانم حرفهای حقيرم را بر ذهنت بنشانم … ولی با اين وجود کلامم را تقديمت ميکنم و اگر خواستار باشی نفسم را هم … و برايت می گويم … می گويم از محبت … دوستی و عشق … عشقی که باوراندنش به مردمان برای هر دوی ما کاريست بسی مشکل… عزيزم… به من بگو چگونه می توانيم به دوستان بفهمانيم والا بودن ارزش عشقمان را تا برهانيم يکديگر را از تمسخرها … گوشه و کنايه ها و همه موانعی که راهمان را سد می کنند… چگونه می توانيم خواستار اين باشيم که تفاوت عشقمان از باقی درک کنند… ميدانم يکديگر را در اين راه ياری خواهيم رساند … ولی آيا ممکن است؟! … فکر ميکنی آماده گی اش را دارند؟…! امیدوارم….! ولی عزیزم باز هم مهم نیست…! مهم ماییم که باور داریم عشق … روح و وجود یکدیگر را…! مهم ماییم که عشقمان را با منطق به وجود آوردیم… و مهم ماییم که می کوشیم برای پرورش دادنش…! پس ایمان داشته باش به این عشق پاک و فراموش کن هرآنچه را که در اطرافت تو را می آزارد.
اون حتی به خودش اجازه نداد که حداقل در پاکت نامه رو باز کنه! دلم داره می سوزه! آخه چرا ؟؟؟؟؟؟؟
از شماخوانندگان می خواهم که جواب سوال این دوستمان را بدید با نوشتن مطلبی هر چند کم او را دلداری دهید راستی به نظر شما دختر چد درصد در حوادث پیش آمده مقصره؟ خوشحال می شم نظرات شما عزیزان را در این مورد بدانم.
ایمیل پسری به من قلب مرا جریحه دار کرد با گرفتن اجازه از او به شرطی که هویتش ناشناس بماند به من این امکان را داد که بتوانم شما را از محتویات نامه با خبر کنم تا خود شما دوستان عزیز به قضاوت بنشینید متن نامه ارسالی به این شرح است
نامه دختر عاشق
( من چون شما را از هر کس ديگه ای به خود نزديکتر ميبينم، ميخام موضوعی را براي شما تعريف کنم که شنيدنش خالی از لطف نيست، خواهر يکی از دوستام که در آستانه جدایی از BF خودش هست از من خواست که وقتی ميرم تهران اين ، نامه را شخصاً به دست BF (که يکی از دوستان صميمی بنده هست (هست نه بود) برسونم)
وقتی که با يکی از دوستان رفتم خونشون نامه را بهش دادم، ميدونی قبل از اينکه نامه را بخونه چکار کرد؟ …اونو پاره کرد و گفت که بهش بگو که ديگه تل و نامه نده چون آقا ديگه هالشو کرده و ديگه به اون احتياجی نداره حالا عاشق یه دختر تهرونی شده هيچ وقت فکر نميکردم سرنوشت اين 2 نفر که هميشه به عشق اونها حسوديم ميشد اينجوری بشه ، حالا فهميدم که عشق اين رفيق ما فقط بخاطر هوسش بوده نه بخاطره عشقش به بهانه ازدواج زندگيشو تباه کرد بعد از اينکه نامه را پاره کرد نشستم تمام تکه هاي کاغذ رو کنار هم گذاشتم تا بتونم متنشو بخونم!
الان هرچی فکر ميکنم که چطوری موضوع را براش (برای دختره) بگم! به نتيجه نميرسم شايد شما بتونی کمکم بکنی؟؟ ولی فکر کنم الان ديگه فهميده باشه چون تا حالا از جواب دادن به اون طفره رفتم موقعی از اين ديوانه تر شدم که متن نامشو خوندم! آخه آدم چقدر ميتونه پست باشه که به اين صورت از احساسات يه دختر سواستفاده بکنه، الان که با برادرش صحبت ميکنم ميگه که يه بار خواهرش ميخواسته خودکشی کنه که جلوشو گرفتند ميدونی براي چی؟؟ بخاطره اينکه اون ديگه يه دختر نيست اون …..!
ميخواستم علتشو (علت خودکشی) به برادرش بگم ولی جراتشو پيدا نکردم ، آخه اونا نميدونن که دخترشون BF داشته… حالا نميدونم چکار کنم………!
نميدونم اين همه ذوق و سليقه را از کجا اورده که انقدر قشنگ حرفشو بيان ميکنه شايد هم از نوشته هاي ديگران براي بيان حرفش استفاده کرده باشه ولی روی هم رفته خيلی خيلی سوزناک و دردآوره )
اين متن نامه….
نميدونم از کجا بايد شروع کنم، از احساسات مشترکمون بگم يا از جايی که ديگه مشترکاتی ديده نميشه. از روزهای حساس بگم که با هم اشک ميريختيم و با هم عاشق بوديم و با هم آهنگهای عاشقانه گوش ميداديم : (بردی از يادم، دادی بر بادم، با يادت شادم… ) يا روزهايی که ديگه عاشق بودن همش بهانه بود. نميدونم از کجا شروع شد، يک جورايی ديگه به هم اعتماد نميکرديم، نه من به اون و نه اون به من. اين سوءظن بزرگ و بزرگتر شد. طوری که ديگه نميگذاشت ما با هم آهنگ بخونيم، ديگه صدای بردی از يادم… دادی بر بادم… شنيده نميشد. ديگه اشکهامون با هم نميومد. اشکهامون موقعی ميومد که دور شدن همديگر رو از هم ميديدم. دوست داشتم پيشت بودم. يادته هميشه ميخواستم بيام و بغلت بشينم. عشق بازيمون رو باورت ميشه که از ته ته قلب بودن؟ عشقمون رو دوست داشتم. خيلی خوب و پاک و خالص بود. برای من يک نوع جديد از عاشق شدن بود. من که ديگه قدرت عشق رو باور نداشتم يکبار ديگه قدرت عشق تکونم داد. نميدونم بايد چی بگم. سعی ميکنم احساس تو رو نسبت به خودم بفهمم. حتی لحن نوشته هام عوض شده، نميدونم چی، ولی يک چيزی حرارت عشقمون رو کم کرده. نميخوام آتيش عشقمون خاموش بشه. ميخوام خودم و تو رو نجات بدم. گرمای عشقمون هميشه به من جون ميده که زندگی کنم ولی نميدونم چرا داريم سرد ميشيم. اصلا چرا هوا سرد شده؟ من سردمه. داره پاييز ميشه. پاييز عشقمون داره از راه ميرسه. هيچ ميدونستی از پاييز بدم ميادی ازش ميترسم. از برگهای خشک و از رنگهای پاييز بيزارم. بزار دوباره بيام کنارت. توی اين سرما فقط اون حرارت با تو بودنه که بدنم رو دوباره گرم ميکنه. ببينم……تو سردت نيست؟ به من بگو که عشمون زنده است. بگو که ميتونم خودم و تورو نجات بدم. اين دوريها عجب بد درديه. کاش ميشد پيشت بودم. کاش ميتونستم رو زانوهات بشينم و تو با موهام بازی کنی. کاش با هم درمورد چيزهای بزرگ زندگی حرف ميزديم. يادته هميشه زياد سئوال ميکردم؟ يادته؟ يادته تا صبح با هم حرف ميزديم؟ يادته از با هم بودن سير نميشديم؟ پس چی شد؟ کجا رفت اون نزديکی؟ بهش بگو که برگرده، بهش بگو که ميخواد دختر خوبی باشه. مگه بهت نگفته بود که پای همه چی واميسه. مگه نگفته بود يا کاریرو شروع نميکنه يا اگه شروع کرد تا آخرش ميره. راستی يادته يک امانتِ کوچولو پيشت گذاشت؟ دلش رو پيش تو امانت گذاشت و گفت تو رو خدا امانتدار خوبی باش. من ديگه بدون اون امانت زنده نيستم. ای کاش قبل از مرگم دوباره صدات رو ميشنيدم يا دوباره شعرمون رو با هم ميخونديم. ميخواد بهت بگه که هنوز دوستت داره با اينکه بهش گفتی که ديگه نميخوايش و ميخوای بندازيش دور. گفت که اصلا گريه نکرد، آخه به قول خودش بزرگ شده، خانم شده، آدم که بزرگ بشه که ديگه گريه نميکنه. مگه نه؟ ولی يواش کنار گوشت گفت که بدجوری بغض کرده. داشت توی دلش گريه ميکرد ولی خواست که قوی باشه و اشکش جاری نشه. آخه يک قولی بهت داده بود. ميخواست فقط با تو گريه کنه و با تو بخنده. هميشه به خود باورانده ام که بزرگتر از آنی که بتوانم حرفهای حقيرم را بر ذهنت بنشانم … ولی با اين وجود کلامم را تقديمت ميکنم و اگر خواستار باشی نفسم را هم … و برايت می گويم … می گويم از محبت … دوستی و عشق … عشقی که باوراندنش به مردمان برای هر دوی ما کاريست بسی مشکل… عزيزم… به من بگو چگونه می توانيم به دوستان بفهمانيم والا بودن ارزش عشقمان را تا برهانيم يکديگر را از تمسخرها … گوشه و کنايه ها و همه موانعی که راهمان را سد می کنند… چگونه می توانيم خواستار اين باشيم که تفاوت عشقمان از باقی درک کنند… ميدانم يکديگر را در اين راه ياری خواهيم رساند … ولی آيا ممکن است؟! … فکر ميکنی آماده گی اش را دارند؟…! امیدوارم….! ولی عزیزم باز هم مهم نیست…! مهم ماییم که باور داریم عشق … روح و وجود یکدیگر را…! مهم ماییم که عشقمان را با منطق به وجود آوردیم… و مهم ماییم که می کوشیم برای پرورش دادنش…! پس ایمان داشته باش به این عشق پاک و فراموش کن هرآنچه را که در اطرافت تو را می آزارد.
اون حتی به خودش اجازه نداد که حداقل در پاکت نامه رو باز کنه! دلم داره می سوزه! آخه چرا ؟؟؟؟؟؟؟
از شماخوانندگان می خواهم که جواب سوال این دوستمان را بدید با نوشتن مطلبی هر چند کم او را دلداری دهید راستی به نظر شما دختر چد درصد در حوادث پیش آمده مقصره؟ خوشحال می شم نظرات شما عزیزان را در این مورد بدانم.
با سلام خب دوست دارم اولین مطلب وبلاگم رو با نام عشق برای عشق شروع کنم عشق شامل دوست داشتن بيش از حد وزياد است ودوست داشتن از نگاهی ديگر است! عشق در واقع اگر شديد شود تبديل به جنون شده وصدمات زيادی را به فرد وجامعه وارد ميسازد. مخصوصا اگر کسی را بپرستيد ودر آخر به اونرسيد، ديگر متوجه کارهای خود نيستيد مانند کسی که الکل بيش از حد استفاده کرده باشد ودر حال مستی تمام وعام باشد! پس اين توصيه را به شما ميکنم که فردی را که به او عشق ميورزيد هرگز دل او را نشکنيد و با او به ملايمت برخورد کنيد و کلمات عاشقانه بکار ببريد.
عشق؟! … يه کسی رو ميخوای که دوستش داشته باشی … و الان : میپرستم ، میپرستم آن نگاه معصومت را… میپرستم سخنان قلب پاکت را… آن نوای شیرینت را… و صداقت روح شفافت را…
چهار روش برای گفتن “دوستت دارم”
هر چند این عبارت می تواند گویای احساسات بدیهی باشد، اما میتوان از راههای دیگر نیز عشق را اظهار نمود، که چه بسا میتواند تاثیرگذار تر باشد.
گفتن “دوستت دارم” معمولاً برای افراد بسیاری دشوار بوده و نیازمند یک زمان مناسب است؛ اما حتماً لازم نیست که عبارت “دوستت دارم” را بر زبان بیاورید تا طرف مقابل متوجه احساسات درونی شما بشود. هر چند این عبارت می تواند گویای احساسات بدیهی باشد، اما می توان از راههای دیگر نیز عشق را اظهار نمود، که چه بسا میتواند تاثیرگذار تر بوده و رابطه را بیش از پیش شاداب، سرزنده و سالم نگه دارد.
راههای ساده ای وجود دارند که می توانند بدون اینکه حرفی به زبان بیاورید، به همسرتان ثابت کنید که دوستش دارید. و علاوه بر همه این موارد: آیا شما در بوسیدن تبحر دارید یا خیر؟
1- تایید کرده، تشکر کنید و قدردان باشید
یکی از خصلت های طبیعی هر انسانی این است که به دنبال تایید از طرف کسانی است که دوستشان می دارد.
به همین دلیل کاملاً معقول می باشد که تا جایی که می توانید تلاش کنید تا مطمئن شوید که شریک زندگیتان می داند که تا چه اندازه او را دوست می دارید و برایش ارزش و احترام قائل هستید. در میان گذاشتن این امر که چه احساسی نسبت به همسرتان دارید، اصلاً نیازی به صرف وقت آنچنانی ندارد. اگر هم احساس می کنید که او در حال حاضر می داند که شما چه احساسی نسبت به او دارید، بد نیست گاه و بی گاه یادآوری های کوچکی داشته باشید تا او هم بیشتر ترغیب به عشق ورزی نسبت به شما شود.
همه ما دوست داریم تا به خاطر کارهایی که انجام می دهیم، مورد تایید و پذیرش سایرین قرار بگیریم. حال چه این کار تامین مالی خانواده باشد، چه پرورش مناسب فرزندان باشد، نحوه انجام کارهای فردی، نحوه نگاه ما به مسائل مختلف، و یا سایر موفقیت هایی که در زندگی بدست می آوریم.
بنابراین اگر دائماً بخواهید نقد کنید و فقط جنبه های منفی شریک زندگی خود را ببینید، گفتن “دوستت دارم” نمی تواند کاری را از پیش ببرد. در حقیقت با این کار بدتر ارزش خود را زایل کرده و به راحتی او می تواند متوجه شود که حرف هایتان از ته دل نخواهد بود.
متاسفانه بیشتر ما چنین کاری را انجام می دهیم. در قدم اول ابتدا باید آسیب هایی را که به طرف مقابل وارد آورده اید را شناسایی کنید و سعی کنید تا انتقادهایتان آزار و اذیتی را به طرف مقابل وارد نسازد. باید راه نبرد خود را به درستی انتخاب کنید و با شیوه های مسالمت آمیز از او انتقاد کنید. به جای اینکه تمام توجه خود را بر روی اشتباهات و عیوب طرف مقابل متمرکز نمایید، باید سعی کنید در مسائلی که او توانایی بیشتری دارد را تایید، و تصویب کرده و از او قدردانی نمایید. به عنوان مثال زمانیکه همسرتان مثلاً با بیرون بردن زباله ها قصد دارد تا به نوعی، عشق و محبت خود را به شما نشان دهد و یا روغن ماشین شما را تعویض می نماید، یادتان نرود که از عباراتی به این شرح استفاده کنید.: “مرسی از اینکه…..را انجام دای” و یا “از تو سپاسگزاری می کنم که…..” و یا “من تو را تحسین می کنم که……..” سعی کنید محدوده استفاده از این کلمات و عبارات را افزایش دهید.
2- کاری کنید که احساس کند شماره یک است
سرسپردگی و تعهد اساس یک رابطه را تشکیل می دهد به ویژه در روابط خانوادگی.
هر چند در یک زندگی مشترک زن و شوهر مسائل مربوط به روابط زناشویی خود را باید در اولویت کارهای خود قرار دهند، اما هیچ شکی وجود ندارد که هر یک از افراد کارهای بسیار زیاد دیگری نیز برای انجام دادن در دست دارند. شغل، فرزندان، دوستان، سایر افراد فامیل و قوم و خویش و سایر مسئولیت های اجتماعی معمولاً وقت بسیار زیادی را از شما گرفته و اجازه نمی دهند آنطور که باید و شاید به مسائل زناشویی توجه کنید. با انجام سایر کارها به راحتی توجه تان می تواند از زندگی گرفته شده و زمانی هم که بچه ها را به زندگی مشترک اضافه کنیم، دیگر صحنه دشوار تر از هر زمان خواهد شد. شرکای زندگی، به ویژه مادرها زمانیکه بچه دار می شوند، فکر می کنند که تنها الزامی که در زندگی دارند چیزی نیست جز مراقبت و نگهداری از فرزندانشان. تحت این شرایط طرف دیگر زندگی مشترک به کنار زده می شود.
می بایست به این مطلب توجه داشته باشید که همسرتان هم مانند سایر التزام هایی که در زندگی دارید، پر اهمیت است و باید مانند سایر مسائل به او توجه کنید. و این امر میسر نخواهد شد مگر با صرف وقت و مهر و علاقه. تنها گفتن “دوستت دارم” کاری را از پیش نمی برد و کافی هم نیست. این امر نیازمند عمل کردن از جانب شما می باشد. باید سعی کنید که وقتی را برای همسر خود در نظر گرفته و در آن زمان توجه و تمرکز خود را به طور کامل در اختیار او قرار دهید. به نیازهای او بی توجهی نکنید و به خاطر مسائل جزئی با سایر خواست های او مخالفت نکنید. به خاطر اشتباهاتی که انجام می دهد، او را اینگونه تنبیه نکنید که وقتتان را با او صرف نکنید. اگر تصمیم بگیرید که هر شب با دوستانتان بیرون بروید، این امر به هیچ وجه به او ثابت نمی کند که شما دوستش می دارید و قصد دارید وقت بیشتری را با او صرف کنید. این بر عهده شماست که یک تعادل مناسب میان کارهایتان برقرار کنید.
3- کارهای کوچک خیلی به چشم می آیند
با ملاحظه بودن و ابتکار عمل به خرج دادن برای وارد کردن شادی به زندگی یکی دیگر از راهکارهای ساده ای است که می تواند “دوستت دارم” را به طرف مقابل اثبات کند.
مهربانی و توجه، به ویژه زمانیکه فردی بوده و نشئت گرفته از صمیمیت موجود میان دو نفر باشد، نشان می دهد که شما برای طرف مقابل ارزش قائل هستید. سعی کنید تا جایی که می توانید به خواست ها و نیازهای همسرتان با روی باز برخورد کنید و پیش از آنکه چیزی را از شما درخواست کند، نیازهایش رامرتفع سازید.
با به یاد آوردن رویدادهای مهم زندگی، سعی کنید که همیشه یک قدم جلوتر باشید. سعی کنید نیازهای او را پیش از آنکه آنها را ابراز کند، پیش بینی نموده و او را در کارهایش کمک وهمراهی نمایید.
به عنوان مثال اگر قرار بوده در محل کار در مورد مسئله ی مهمی سخنرانی کند، دست پیش بگیرید و به او زنگ بزنید تا ببیند نتیجه کارش چطور شده. کاری را که از شما درخواست نکرده برایش انجام دهید. منتظر نباشید تا از شما درخواست کند تا شانه هایش را پس از یک روز سخت کاری بمالید. پیش از اینکه فرصت مطرح کردن این درخواست را پیدا کند، شما باید آنرا انجام داده باشید. یاد بگیرید که شنونده خوبی باشید، حتی اگر در مورد چیزی صحبت می کرد که برای شما اصلاً اهمیتی نداشت. و سعی کنید که نصیحت های غیر معقول را برای خودتان نگه دارید.
4- همه چیز او باشید
چه در دوران نامزدی به سر می برید، چه ازدواج کرده اید، موقعیتتان خیلی مهم تر از عنوانی است که بر روی شما گذاشته اند. شما باید دوست، معشوقه و محرم اسرار او باشید.
حتی اگر فرزند دارد، می توانید مادر فرزندانش هم باشید.
سعی کنید که همه این نقش ها را به طور 100% انجام دهید. دوستی باشید که شاد و صادق است. معشوقه ای باشید که پراحساس و صمیمی است و و محرم اسراری باشید که قابل اعتماد است. باید یک گوش شنوا برای او باشید و فردی باشید که هر موقع خواست، بتواند به شما تکیه کند.
در صورت داشتن همسر، اگر بتوانید یک مادر متعهد باشید، او متوجه می شود که به اندازه کافی دوستش دارید که از بچه هایی که با هم آنها را به وجود آورده اید مراقبت و نگهداری کنید.
اگر بخواهید همه چیز او باشید، باید تلاش کنید و زمان و انرژی صرف نمایید؛ اما این تلاش های شما بیش از گفتن هر گونه “دوستت دارمی” به او اثبات میکند که دوستش می دارید.
زمانیکه چنین شیوه های متفاوت گفتن دوستت دارم را در زندگی روزانه خود تمرین می کنید، مطمئن باشید که پاسخ مثبتی را از سوی شریکتان دریافت خواهید کرد و حتی چه بسا او واکنش های بهتری در مقابل شما انجام خواهد داد.
خوب بنابراین همین حالا دست به کار شوید و به شریک زندگیتان ثابت کنید که چقدر او را دوست می دارید.
اهمیت پیش نوازی در رابطه جنسی و ازدواج
در حقیقت پیش نوازی بخش مهمی از یک ارتباط جنسی موفقیت آمیز را تشکیل می دهد. چیزی است که سبب میشود طرف مقابل بیش از پیش تحریک شود.
آیا شما و همسرتان احساس می کنید که زندگی مشترکتان میل و رغبت و گرما و انرژی خود را از دست داده است؟ آیا اشتیاق و فضای رمانتیک رابطه ی خود را از دست رفته تصور می کنید؟ تصور بر این است که وقتی چند سال از زندگی مشترک دو نفر می گذرد، یک چنین حالتی بوجود می آید. اکثر زوج ها می گویند که در ابتدا رابطه ی آنها خیلی گرم و پر شور بوده است؛ اما چه اتفاقی افتاده؟ چه چیزی شور و هیجان ابتدایی را از آنها گرفته؟ پاسخ این سوال کاملاً ساده و قابل درک است.
در ابتدای رابطه طرفین در حال درک و یافتن خصوصیات یکدیگر هستند. آنها تمایل دارند که مرزها و محدوده های یکدیگر را شناسایی کنند. بیشتر زوج ها از زمانی که با یکدیگر آشنا می شوند، تا وقتی که با هم ازدواج می کنند، هیچ گونه رابطه ی جنسی با هم برقرار نمی کنند؛ اما آیا این امر بدان معناست که در دروران عقد هم نمی توانند به هیچ وجه یکدیگر را لمس کنند؟ اصلاً؛ این دقیقاً همان کاری است که در این دوران باید انجام دهند. آنها باید یکدیگر را لمس کرده و نوازش کنند. یکدیگر را در آغوش بگیرند و ببوسند. میل خود را نسبت به دیگری ابراز کنند، و به طرف مقابل نشان دهند که احساس زیادی نسبت به او دارند.
زمانیکه زوجین به مرحله ی معاشقه برسند، از تحریک پذیری بالایی نسبت به هم برخوردار خواهند بود. این مسئله به دلیل امری فرای شیمی مطلوب فی ما بین بوجود می آید و می توان گفت که بخش اعظمی از آن به دلیل نوازش کردن ها و در آغوش گرفتن ها بوجود می آید. دوران ابتدایی ازدواج سرشار است از حمام های آب گرم دو نفره و معاشقه های طولانی مدت. اما چرا پس از مدتی همه چیز ناپدید می شود؟
من تصور می کنم که دلیل اصلی این امر که میل و اشتیاق برای ارتباط جنسی پس از چندی در میان زوجین از بین می رود این است که شرکای جنسی دیگر برای هم جدید و باروح و پرنشاط نیستند.
زوجین دیگر مانند گذشته همدیگر را لمس نمی کنند، در آغوش نمی گیرند، و ناز و نوازش نمی کنند. به نظر می رسد که فقط به این خاطر به رختخواب می روند که ارضا شوند و هیچ چیز دیگر برایشان مهم نیست. آیا آنها فراموش کرده اند که ارگاسم تنها بخش ناچیزی از ارتباط جنسی است؟
رابطه ی جنسی به این دلیل در ابتدای آشنایی از جذابیت بالایی برخوردار است چرا که در آن نوازش و لمس کردن و در آغوش گرفتن زیادی وجود دارد. به این امور به طور کلی “پیش نوازی” اطلاق می شود؛ اما چقدر اتفاق می افتد که زوج هایی که برای 10 سال یا بیشتر با هم ازدواج کرده اند، چنین کارهایی را برای هم انجام دهند؟ اگر بخواهیم صادقانه به این پرسش پاسخ دهیم، باید بگوییم که به ندرت چنین اتفاقی روی میدهد. چقدر اتفاق می افتد که یکدیگر را در آغوش بگیرند و شیطنتت به خرج دهند؟ متاسفانه به ندرت.
اما جای هیچ گونه نگرانی وجود ندارد؛ شما اگر بیستمین سال زندگی مشترکتان را نیز می گذارانید این توانایی را دارید که اشتیاق و تمایلی که در ماه عسل داشتید را به زندگی خود بازگردانید! تنها چیزی که به آن نیاز دارید قدری پیش نوازی است.
در حقیقت پیش نوازی بخش مهمی از یک ارتباط جنسی موفقیت آمیز را تشکیل میدهد. چیزی است که سبب می شود طرف مقابل بیش از پیش تحریک شود. حرکت کوچکی است که سبب می شود میل طرف مقابل به شما دو چندان شود. زمانیکه فقط به بستر رفته و همه چیز را با مقاربت شروع کنیم، نباید انتظار داشته باشیم که تحریک شویم و به اوج لذت جنسی دست پیدا کنیم. این امکان وجود دارد که برخی از افراد حتی موفق شوند به ارگاسم نیز برسند، اما باید نیمی از وقت خود را صرف تحریک کردن خود و طرف مقابل بکنند. این کار فاصله زیادی با یک معاشقه ی رمانتیک دارد.
اما اگر ارتباط جنسی خود را با قدری پیش نوازی بیامیزید، آنوقت پیش از مقاربت هر دو نفر به مرحله ی تحریک شدگی می رسند. هر دو نفر آماده هستند، تمایل دارند و به اندازه ی کافی برانگیخته شده اند. این امر سبب می شود رابطه بهتری را برقرار کرده و هر دو نفر رضایت بیشتری را از ارتباط خود احساس کنند.
پیش نوازی چیزی نیست که حتماً لازم باشد آنرا قبل از ارتباط جنسی شروع کنید. پیش نوازی را حتی می توانید صبح شروع کنید، حتی اگر تا پایان شب نتوانید رابطه ی جنسی برقرار کنید. به خاطر داشته باشید که همان نوازش ها، در آغوش گرفتن ها و بوسه های کوچک هستند که تمایل و برانگیختگی زیادی در طرف مقابل ایجاد می کنند. خوب شروع کنید و حتی زمانیکه در حال تماشای فیلم هستید دستتان را بر روی پای معشوقه تان بگذارید. بوسه های آرام و لطیف از او بگیرید و کمی شیطنت کنید و یا حتی خیلی زیاد… فقط فراموش نکنید که مهمترین قسمت یک رابطه جنسی رضایت بخش، چیزی نیست جز…. پیش نوازی ! .
۱)کشتی در حال غرق شدن بود.ناخدا فرمان خروج از کشتی را صادر کرد.مردها برای خروج هجوم آورده بودند..ناخدا مانع خروج مردهاشدو گفت:خجالت بکشید حق تقدم با زنان است.زنان بسیار خوشخال شدند و ضمن تشکر از ناخدا به خاطر رعایت حق خانم ها یکی یکی از کشتی خارج شدند...پنج دقیقه بعد ناخدا گفت:آقایان بفرمایید پیاده شوید کوسه ها به اندازه کافی سیر شدند!!!
|
About![]()
با سلام خدمت تمام کسانیکه منت بر دل و دیده ما نهاده اند و با نظرات و پیشنهادات خود و بازدید از این وبلاگ و مطالب ان و عکسها مارا خوشنود و خرسند مینمایند بچها اینم بیوگرافی که خواسته بودید از نویسنده این وبلاگ من تانیش 21ساله ساکن شهرستان کرج منطقه فردیس هستم در ضمن متولد ماه اذر .ماه کماندار هستم خصوصیات اخلاقی. یک ادم صبور .خونسرد.ودر بعضی مواقع پرجونب و جوش.دربیشتر مواقع ساکت هستم وادمی هستم که فقط.فقط.فقط و باز هم تکرار میکنم فقط از بد قولی متنفرم بچها تا اینجا یکمقدار با خصوصیات رفتاری و اخلاقی من اشنا شدید در طی روزهای اتی بیشتر با من اشنا میشوید فقط نظر یادتون نره تا بعد دست حق به همرا هتون
Home
|