تبليغاتX
تنها ولی دست در دست تو

تنها ولی دست در دست تو

این وبلاگ فقط برای اونای که عاشقن

دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

از دســـت قــــلبم شاكيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مـــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بـــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلـــــــــــرزه
بزن تير خـــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو

+نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت12:41توسط وبلاگ توسط تانیش و یار همیشگیش صبا | |

از دار دنیا منو یه ستاره

اونم که می خواد بره تنهام بزاره

هر چی که می گم نرو فایده نداره

می خواد دلمو به زانو در بیاره

برای هر چیز یه بهونه می یاره

تا میگم اخه میگه اخه نداره

میگم بیا تا یکی باشیم دوباره

اهسته ، اروم می گه نداره چاره

پیشش می شینم تا بتونه دوباره

گذشته هارو باز به خاطر بیاره

یادش بیارین دل عاشق بیچاره

تو دنیا چیزی نداره جز ستاره

پا میشه می ره منو تنها می زاره

با رفتنش رو دل من پا می زاره

از ابر چشمام بارون غم می باره

طفلی دل من که شده پاره پاره

من بی ستاره همه عمرم تباه

روزای عمرم همه رنگه سیاه

دونه به دونه نفسام بی ستاره

حتی یه ذره رنگ زندگی نداره

بی اون نمی خوام دیگه زنده بمونم

جز اون نمی خوام واسه هیچ کس بخونم

میرم یه گوشه تک و تنها می شینم

شاید بتونم کمی اروم بگیرم

+نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت12:36توسط وبلاگ توسط تانیش و یار همیشگیش صبا | |

سازنده ترين کلمه  گذشت است...آن را تمرين کن.

پرمعنی ترين کلمه ما است...آن را به کار بر.

عميق ترين کلمه عشق است...به آن ارج بده.

بی رحم ترين کلمه تنفر است...با آن بازی نکن.

خودخواهانه ترين کلمه من است...از آن حذر کن.

نا پايدارترين کلمه خشم است...آن را فرو بر.

بازدارنده ترين کلمه ترس است...با آن مقابله کن.

با نشاط ترين کلمه  کار است...به آن بپرداز.

پوچ ترين کلمه طمع است...آن را بکش.

سازنده ترين کلمه صبر است...برای داشتنش دعا کن.

روشن ترين کلمه اميد است...به آن اميدوار باش.

ضعيف ترين کلمه حسرت است...آن را نخور.

تواناترين کلمه دانش است...آن را فرا گير.

محکم ترين کلمه  پشتکار است...آن را داشته باش.

سمی ترين کلمه شانس است...به اميد آن نباش.

لطيف ترين کلمه لبخند است...آن را حفظ کن.

ضروری ترين کلمه تفاهم است...آن را ايجاد کن.

سالم ترين کلمه سلامتی است...به آن اهميت بده.

اصلی ترين کلمه اعتماد است...به آن اعتماد کن.

دوستانه ترين کلمه رفاقت است...از آن سو استفاده نکن.

زيباترين کلمه راستی است...با آن روراست باش.

زشت ترين کلمه تمسخر است... دوست داری با تو چنين شود؟؟

موقر ترين کلمه احترام است...برايش ارزش قايل شو.

آرامترين کلمه آرامش است...به آن برس.

عاقلانه ترين کلمه احتياط  است...حواست را جمع کن.

دست و پا گير ترين کلمه محدوديت است...اجازه نده مانع پيشرفتت شود.

سخت ترين کلمه  غير ممکن است...وجود ندارد.

مخرب ترين کلمه شتابزدگی است...مواظب پلهای پشت سرت باش.

تاريک ترين کلمه نادانی است...آن را با نور علم روشن کن.

کشنده ترين کلمه اضطراب است...آن را ناديده بگير.

صبور ترين کلمه انتظار است...منتظرش بمان.

با ارزش ترين کلمه بخشش است...سعی خود را بکن.

قشنگ ترين کلمه خوشرويی است...راز زيبايی در آن نهفته است.

رسا ترين کلمه وفاداری است...بدان که جمع هميشه بهتر از يک فرد بودن است.

محرک ترين کلمه هدفمندی است...زندگی بدون آن پوچ است.

و

هدفمند ترين کلمه موفقيت است...پس پيش به سوی آن.

 

+نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت12:30توسط وبلاگ توسط تانیش و یار همیشگیش صبا | |

 

خواستم برات هدیه ای بفرستم;

نسیم گفت : مرا بفرست تا موها یش را نوازش کنم .

باران گفت : مرا بفرست تا صورتش را بشویم و اشک ها یش را پاک

کنم .

ناگهان قلبم گفت : مرا بفرست تا دوستش بدارم ...

و تنها تو همه وجودم شدی ...........

+نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت12:27توسط وبلاگ توسط تانیش و یار همیشگیش صبا | |

كس اشكي براي ما نريخت

هركه با ما بود از ما مي گريخت


چند روزي است دلم ديدني است


حال من از اين و آن پرسيدني است


گاه بر روي زمين زل مي زنم


گاه بر حافظ تفاءل مي زنم


حافظ حالم را گرفت


يك غزل آمد كه حالم را گرفت


ما ز ياران چشم ياري داشتيم


خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم

+نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت12:25توسط وبلاگ توسط تانیش و یار همیشگیش صبا | |