|
این شعر یکی از بهترین شعرهای که تا حالا از امید گوش دادم واقعا ادم رو دیونه میکنه طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته شعر میگویم به یادت در قفس غمگین و خسته من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی
خیال کردم بری میری از یادم تو رفتی و نرفت چیزی از یادم تو رفتی تازه عاشقتر شدم من از اونیم که بود بد تر شدم من صبح تا شب این شده کارم که واسه چشات بیدارم توخدای عاشقائی تو تموم کس و کارم تو به داد من رسیدی وقتی تنهائیم رو دیدی تو نذاشتی برم از دست اگه چیزی هم هنوز هست نازنینم ُ امید شیرینم من به جزء تو کسی رو نمیبینم از اون رو زی رفتی یه روز خوش ندیدم به جزء دستهای گرم من اونو خوش ندیدم زندگیمو به پای تو دادم اون روزارو نمیره از یادم نازنینم امید شیرینم
لعنت بر شيطان
فراموشی و خيانت فراموش کن ان چیزی را که نمیتوانی به دست بیاوری ُ و به دست بیاور آن چیزی را که نمیتوانی فراموشش کنی . خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ...... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ..... خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد .
هدیه
عشق این شعر رو یکی از عزیزانم واسه من فرستاد که خیلی دوستش داشتم و دارم البته خودش میدونه کیه ؟ من هم این رو تقدیم میکنم به همه شما ای عشق مددکن که به سامان برسیم چون مزرعه تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم
ميان يك مه كمرنگ ساحلي
من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد نوبت خاموشی من سهل و آسان میرسد من که میدانم که تا سرگرم و مستم مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان میرسد پس چرا عاشق نباشم ؟؟ من که میدانم به دنیا اعتباری نیست بین مرگ و آدمی قول وقراری نیست من که میدانم عجل ناخوانده و بیدادگر سر زده می آید و راه فراری نیست پس چرا پس چرا عاشق نباشم؟؟
بنام خدای من ، خدای غریبه ی تنها تا انتهای جاده ها خواستم بروم اما نشد ... از این جاده ها هم نمی توان به انتها رسید ، تا انتهای جاده ها نمی توان رفت ... زیرا هر کدام تکرار دیگریست ... تکرار رفتن ها ، تکرار با تو بودن ها و بی تو بودن ها ... تکرار شکستن قلب ها ، تکرار یادها ... تکرار پیمان ها و تکرار گسسته شدن آن ها ... تکرار فاصله های بی انتها ... تکرار تکرار شدن ها ... و تکرار ها ... ... لعنت به این فاصله ها که ما را از هم جدا کردند ... باز برای تو نوشتم و با یاد تو ، کاش بودی ... کاش می دیدی که فراموش نمی شوی و بلکه چگونه تکرار می شود از تو گفتن ها ... دوستت دارم تا ابد ، تا همیشه ... بگذار دوست داشتن هایم هم تکرار شوند ... یادته ؟ خودت اینو بهم گفتی : فاصله ها هیچ وقت حریف خاطره ها نمی شوند ... اما امروز ... بیادتم ...
|
About![]()
با سلام خدمت تمام کسانیکه منت بر دل و دیده ما نهاده اند و با نظرات و پیشنهادات خود و بازدید از این وبلاگ و مطالب ان و عکسها مارا خوشنود و خرسند مینمایند بچها اینم بیوگرافی که خواسته بودید از نویسنده این وبلاگ من تانیش 21ساله ساکن شهرستان کرج منطقه فردیس هستم در ضمن متولد ماه اذر .ماه کماندار هستم خصوصیات اخلاقی. یک ادم صبور .خونسرد.ودر بعضی مواقع پرجونب و جوش.دربیشتر مواقع ساکت هستم وادمی هستم که فقط.فقط.فقط و باز هم تکرار میکنم فقط از بد قولی متنفرم بچها تا اینجا یکمقدار با خصوصیات رفتاری و اخلاقی من اشنا شدید در طی روزهای اتی بیشتر با من اشنا میشوید فقط نظر یادتون نره تا بعد دست حق به همرا هتون
Home
|