|
طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد مرا در عشقش غرق مي کند شندين صدايش را حسرت مي کشد
مردی در عالم رویا فرشته ای را دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای روشن و تاریک راه می رفت.
بوی باران بوی سبزه بوی خاک
لبي در التهاب بوسه اي سوخت به فرداي نگاهي چشم دارم
تودلت یه زندونی برام ساخته بودی که هیچ راه فراری نبود به جرم عاشقی عذابم دادی ولی تو خودت عاشقتر از من بودی اشک چشامم دیگه هیچ فایده ای نداشت تو دلت به حبس ابد محکوم شدم ولی رنج عذاب دیگه چرا ؟مگه گناه من چی بود دستام دیگه قدرت نوشتن ندارن دلم خیلی خون, چرا هیچکس به داد من نمی رسه ؟ اشك چشام هم نتونست اين آتيش روخاموش كنه ,دلت چه بي رحمه بغضم داره می ترکه من دیگه جونی واسم نمونده ,ولی تو فقط فکر خودتی منو بدست آوردی ولی حالا من تورو از دست میدم با مرگم از این دنیا دلتو بدرود میگم به همه گفتم که مردم منو تو دل تو چال نکنن دیگه حتی نمی خوام هیچ اثری از من تو دلت باقی بمونه چشم انتظارم نمون آخه دیگه من بر نمی گردم سر قبرمم گل نذارمن مردم گریه نکن این بار برخلاف همیشه حرف من شد , نه تو رسیدی به من نه من به آرزوم ازوقتي ديدمت هرروز آرزوم توبودي ولي حالا ديگه نميخوامت بدرود عشق سوخته... ....
بی وفا جای تو هنوز در قلبم است ! کجایی که ببینی دلم در انتظار دیدن تو است ؟ بی وفا قلبم تا ابد برای تو است ، عشقم تا آخرش به نام تو است ! کجایی که ببینی دلم برای تو پر پر میزند! کجا رفتی ؟ هنوز در حال سوختنم ، کجایی که ببینی میخواهم برای تو بمیرم ! راستی معنای وفا را یاد گرفتی یا هنوز مثل گذشته میخواهی قلبم را بشکنی! حالا که آمدی با ما مهربان باش ، به من آرامش بده ، با ما وفادار باش ! آن لحظه که آمدی انتظار این را نداشتی که ببینی هنوز به پای تو نشسته ام ، هنوز با خاطرات تو زندگی میکنم ، هنوز دلم به چشمهای زیبای تو خوش است ، که به آن نگاه کنم ، بگویم فدای تو عزیزم ، دوستت دارم ای بهترینم ! نه فکر نکنم که باور کرده باشی هنوز تو را سرپناه لحظه های بی کسی میدانم ! از آن لحظه که تو رفتی ، تا این لحظه که آمدی آرام نبودم ، راستش را بخواهی در کوچه باغهای زندگی در جستجوی تو بودم ، هیچگاه خسته نشدم از اینکه آنقدر گشتم و گشتم و تو را ندیدم ! تو ای بی وفا کجا بودی ؟ نه نمیخواهم باور کنم که در آغوش کسی دیگر بودی! بگذار آنچه که در دلم است حقیقت داشته باش ، تو یک جای خوب بودی ، تو نیز در انتظار بازگشتی دوباره بودی ! بی وفا کجا بودی که ببینی هر گاه دلم میگرفت به آنجا میرفتم که همیشه با هم قرار میگذاشتیم ، آنجا مینشستم ، یک گل از شاخه میچیدم و جای تو میگذاشتم و با آن گل درد دل میکردم ، میگفتم گل من ، عزیز دل من ، میفهمی که چقدر دوستت دارم ؟هر که از آنجا رد میشد به من نمی گفت عاشقم ، میگفت این بیچاره دیوانه است! بی وفا به خاطر تو همه به من گفتند دیوانه ام ، اما هیچکس نفهمید که من دیوانه تو هستم! حالا که آمدی اول از همه وفاداری را برایم معنا کن زیرا من دیگر طاقت بی وفایی را ندارم!
|
About![]()
با سلام خدمت تمام کسانیکه منت بر دل و دیده ما نهاده اند و با نظرات و پیشنهادات خود و بازدید از این وبلاگ و مطالب ان و عکسها مارا خوشنود و خرسند مینمایند بچها اینم بیوگرافی که خواسته بودید از نویسنده این وبلاگ من تانیش 21ساله ساکن شهرستان کرج منطقه فردیس هستم در ضمن متولد ماه اذر .ماه کماندار هستم خصوصیات اخلاقی. یک ادم صبور .خونسرد.ودر بعضی مواقع پرجونب و جوش.دربیشتر مواقع ساکت هستم وادمی هستم که فقط.فقط.فقط و باز هم تکرار میکنم فقط از بد قولی متنفرم بچها تا اینجا یکمقدار با خصوصیات رفتاری و اخلاقی من اشنا شدید در طی روزهای اتی بیشتر با من اشنا میشوید فقط نظر یادتون نره تا بعد دست حق به همرا هتون
Home
|