تبليغاتX
تنها ولی دست در دست تو - بلا نسبت شما کره خر !!!!!!!!!!!!!

تنها ولی دست در دست تو

این وبلاگ فقط برای اونای که عاشقن

http://imax4508.googlepages.com/12.jpg

با درود  فراوان و دیگر مخلفات... به یاران دیرینه و مشتری های نصف عمر شده و مخاطبان باصفای این چاردیواری که اصولن و غیر اصولن اینجانب به شکول (جمع عشقی شکل) مختلف شرمنده ی این عزیزان دلبر شده و مات و مبهوت در تفکر مانده ام چگونه محبت هایشان را که گونی گونی بر فرق سر اینجانب فرود می آوردند را جبران کرده و سری بالا کنم و در چشمهای زیبایشان نگاهی بیاندازم.دوباره جوهری به قلم چپاندم و کاغذی به روبرویم بگذاشتم و بنوشتن آغازیدم و یاد و خاطراتی از گذشته و استارتی دگر

به نقل از یکی از دوستان آورده ام که :

خونه ی یکی از فک و فامیل ناهار دعوت بودم. بچه کوچیکی داشتن که خیلی بامزه بود. مصداق بارز گوگولی مگولی!! بی نوا نمی دونم دردش چی بود که گریه می کرد... زار می زد... اشک می ریخت... مامانش که با خیال راحت نشسته بود سر سفره و غذا سرو می کرد. باباشم که دولپی به پر کردن شکمش مشغول بود کمثل حمارا !! یه دفعه باباش داد زد: خانوم پاشو این کره خرو ساکت کن بابا گوشمون رفت. من پرسیدم منظورتون از کره خر بچه تون که نبود احیانا؟! گفت: مگه کس دیگه ای هم اینجا هست که ونگ بزنه و بره جفت پا روی اعصاب؟!

دیدم حرف زدن و توجیه این زبون نفهم کار حضرت فیله و کلی کار می بره! من هم شدم رنگ خودش و کره خر بودن بچه رو که میشد به معنی خرزاده(!) تعمیم دادم به کل و داد زدم:آره... ساکتش کن این توله سگ رو... این تخم حروم رو... این پدر سوخته رو!!

با خودم گفتم بچهه نمی فهمه چی میگم که بخواد ناراحت بشه حداقل شاید بابای چیز نفهمش بفهمه و آدم بشه... یا حداقل سعی کنه که آدم بشه!! شما بگین انصافا غیر اینه؟؟!

+نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت11:11توسط وبلاگ توسط تانیش و یار همیشگیش صبا | |